خسته ام از لبخند اجباری

>♥*♥ يه پايان تلخ بهتر از يه تلخي پايان ناپذيره ♥*♥<



h0meArchive LinksProfilepostsC@ntact MeDesigner



ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ
ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ ...
ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ ,
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ ...
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ
ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ...
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــﻨﯽ
ﻏﻤﮕﯿــﻦ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ . . .

rena |19:35 |یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴

یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم جمعه عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی

رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی
خدایی نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم

 


ادامه مطلب
rena |22:56 |جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۴

رفتو تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست
رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست
انگاری قسمته فاصله از همو هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه نذار دور شم از خدا از خودم از همه
دستمو ول نکن که زمین میخورم
تو بری از همه آدما میبرم
تو خودت خوب میدونی که آرامشی
باید با من بمونی با هر خواهشی
انگاری قسمته فاصله از همو
هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه
نذار دور شم از خدا از خودم از همه
تو که دل بردیو رفتی من که افسرده و خستم
من که واسه کنارت بودن رو همه چشمایه خیسمو بستم
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست
تورو دیدم انگار دلم لرزیدو واسه اولین بار از ته دل خندیدو
با خودم گفتم دیگه تنهاییا تمومه با خودم گفتم آره خدایه من همونه
همون دیوونه که حالمو عوض کرد همون که واسه من وجود اون تولده
نمیدونم چرا از وقتی فهمید دوسش دارم عوض شده
دیگه حتی امروز اسم منم یادت نیست
واست مهم نیست میشن چشام به یادت خیس
دیگه انگار واقعا به حالو روز من حواست نیست , حواست نیست
دستمو ول نکن که زمین میخورم
تو بری از همه آدما میبرم
تو خودت خوب میدونی که آرامشی
باید با من بمونی با هر خواهشی
انگاری قسمته فاصله از همو
هر جا میری برو ول نکن دستمو
نذار باور کنم رفتنت حقمه
نذار دور شم از خدا از خودم از همه
تو که دل بردیو رفتی من که افسرده و خستم
من که واسه کنارت بودن رو همه چشمایه خیسمو بستم
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست

rena |17:44 |چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴

ما گرگ‌ها شبها زوزه می‌کشیم، چون تنها بوف‌های کور نغمه‌ی زوزه‌های دردمان را می‌فهمند...

rena |0:24 |چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴

امروز روز خیلی خوبیه با کلی انرژی ...

بالاخره مشکلای وب حل شد و تونستم دوبارخه بیام با اینکه مشکلات چند وقت باعث شد خیلی از پست هام

یا بهتره بگم خاطراتم پاک بشن ...

اما تقدیره دیگه رنا با خونسردی و قدرت کارشو ادامه میده ...

چون رنا کم کم داره بزرگ و پخته میشه یا بهتره بگم یکم نیم سوز شده ...

کم کم داره پیر میشه از امروز باید بگرده دنبال عصاره جوونی..

رنا تنهاست و با قدرت میره جلو ...

خدای رنا اگه کمکش کنه میرسه به هدفش

حالا چه تو وطن چه دور از وطن ببییم چی پیش میاد

شروع 2باره ...

rena |14:4 |پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴

يه وقتايى زمان واسه آدم متوقف ميشه ...

اون زمان ميشه مرگ...

زمان واسه من متوقف شده ... 

الكى زندگى ميكنم...

انقدر تو زندگى بد بودم 

كه اونورم بيام ازت دورم خدا ...

ولى منو ببر اونور 

قول ميدم فقط از دور ببينمت و لذت ببرم...

از خودم و همه چيزاى دورم خسته شدم ...

منو ببر پيش خودت قول ميدم اونور خوب باشم 

قول ميدم ، اين يه بارو باورم كن 

خسته شدم از لبخند اجبارى و از بغضى كه نهفتست

هيچكس درك نميكنه جز خودت 

يه درد و دل حسابى به من بدهكارى خدا 

 

rena |22:12 |شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴

ﻣﯿﮕﻦ ﮔﺮﮒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺟﺎﺩﻩ ... ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﺴﯽ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺯﺧﻤﺶ ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺒﻨﺪﻩ ... ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﺴﯽ ﯾﻪ ﮐﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺟﻠﻮﺵ ... ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﺰ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺴﺎﺯﻩ ﺑﺮﻩ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺶ ﺳﻨﮓ ﻧﺰﻧﻪ !!! ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺭﻓﯿﻖ؟؟ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﯽ ﺭﺳﻮﻧﻢ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺟﺎﺩﻩ ... ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﯽ ... ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺑﭙﺮﺳﯽ ... ﯾﺎ ﺯﺧﻤﺎﻣﻮ ﺑﺒﻨﺪﯼ ... ﻓﻘﻂ ... ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻥ ﺳﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﺘﺖ ﻗﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﯾﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﯾﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺑﺰﻥ ﻭﺑﻌﺪﺵ ﺑﺮﻭ !!! ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﺭﻓﯿﻖ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﺷﻢ...!!

rena |8:6 |جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳

rena |21:21 |دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳

اگر گلی را دوست داشته باشی که تو یک ستاره های دیگر است ، شب تماشای آسمان چه لطفی پیدا می کند : همه ستاره ها غرق گل می شوند !

rena |23:23 |جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳

ديدمش نديدم ديدن يا نديدن 

rena |21:45 |چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳

امروز روز مهندسه ...✏️📙📏📐

من  كه خودم مهندس نيستم

حتى لياقت كنار مهندس بودنم نداشتم ...

مهندس ناشناس روزت مبارك ... 

خل بچه 🙈🙉🙊

 

rena |9:5 |سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳

✍اسفنـــــد   سلام      خوش آمدی
 تو بوي عیــــــــــد ميدهي...
خانہ تڪاني...
خریــــــــــد...
سرمای بي ساماڹ هوا
و مرورِ خاطرات ۱۱ ماه پیش⌛ ......
اسفنــــــــــدجاڹ
          بي شڪ مهرباني
ڪہ با جمعہ آمدی
          الهي خوش قدم باشي
و آنقدر برایماڹ
          شادی و عشق آورده باشي
ڪہ تا تڪرار دوباره ات
یادت ڪنیم
سلام بہ دوستانم برساڹ
وبگو
        دوستشاڹ دارم...
بگو 
هرجای ایڹ آب و خاڪ ڪہ هستند
الهي
شاد و سلامت باشند
    اسفندتاڹ بخیر
   خداوند همیشہ پشت و پناهتان...
rena |0:56 |دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳

عشق بین ما همیشه آرزوی دیگرون بود
همه ی دلخوشی من دیدن آیندمون بود
من که عاشق تو بودم با تموم تار و پودم

rena |17:28 |سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳

مـــــــن تنهــــام خـــداســــت پُشتـــم

rena |15:4 |جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳

لعنت به دنیایی؛
که "گرگــــــــــــــــــ" باشی و،
زندگی ات سگــــــــــــــی باشد...

rena |15:3 |جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳



گرگ درونت را آزاد نکن، برای کفتارهای ناچیز اطرافت خفاش هم زیاد است...




rena |0:19 |دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲

يه دي ماهي هميشه دوست داره اموخته هاش رو با ديگران به اشتراك بزاره، حتي موقعي كه فكر ميكنه اون فرد هيچ اهميتي به حرفاش نميده...

rena |19:19 |پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲

دیروز و کابوس ...

تلفن و امید ...

عشق و دیگر هیچ

rena |21:0 |دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲



همه چی عوض شده  ... تو بدترین شرایطم که باشم باشی خوبم

همه چی عالیه ...                

یه زندگیه خیلی رویایی .. هههههه

کوه با همه عظمتش جلوت کم میاره

موش کوچولوی من مرسی هستی  

انرژی+ بهم میدی بهترینم

چه عکس هایی که داریم و کلی عکس که هنوز ننداختیم ...

تو قاب دلمی نه قاب عکسم ...

حالم از همیشه بهتره با اینکه شرایطم از همیشه بد تره چون تو هستی ...

مرسی که هستی ، مرسی فرشته دوس داشتنی




rena |8:46 |پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲


امروز یک قابِ عکس برایِ عکسهایِ نگرفته مان خریدم
گذاشتم گوشۀ پنجره ،کنار گلدان...
فکرش را بکن !
عکسِ ما شدنمان... 
دیوانگی ببارد از تمامش...
از این عکسهایِ لوس نمی خواهم !
از همین ها که خیلی سنگین و رنگین می نشینند
نگاهشان را مهربان می کنند رو به دوربین
و عکاس به ناچار می گوید :
کلیک...
از این عکسهایِ بی هوا باشد
می خواهم هرکه عکس را دید بپرسد :
از شما عاشق تر هم هست ؟
و من تو را ببینم که نشسته ای
سرت گرمِ کارِ خودت
و اصلا حواست به این نیست که من بلند گفته ام :
نیست که نیست که نیست ..
حالا نه که نباشد
اما برایِ من از عشقِ تو
برایِ تو از عشقِ من
برایِ ما از عشقِ هم
ماندنی تر نیست... 
خیالت هم راحت
در گوشِ خدا گفته ام و او قول داده 
جز تصویر تو
هیچ کسِ دیگر
جا نشود در قاب...

rena |7:0 |پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲